جمال الدين محمد الخوانساري
388
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
خورش دنيا زهرهاست وأسباب آن ريسمان كهنههاست ، مراد غالب خورش دنياست كه حرام باشد وباعث هلاكت اخروى گردد ، وتشبيه « أسباب دنيا بريسمان كهنهها » باعتبار سستى ومشرف بودن بر انقطاع وگسستن است . 6429 غائب الموت احقّ منتظر وأقرب قادم . غايب مرگ سزاوارتر انتظار كشيده شده ايست ونزديكتر از سفر آيندهايست ، مراد اينست كه مردم غايبها دارند كه در سفرند وانتظار آنها مىبرند مرگ سزاوارترين غايبهاست باين كه انتظار آن برند ودر تهيهء آن باشند ، ونزديكترين آنهاست كه از سفر آيند چه شكّ وشبههء در آمدن آن نيست بخلاف مسافران ديگر كه هر يك احتمال آن دارد كه باز نگردد . 6430 غدر الرّجل مسبّة عليه . بىوفائى مرد جايگاه دشنام است بر أو ، و « سبّه » بضمّ سين بمعنى عار آمده ، وممكن است كه « مسبّة » نيز باين معنى آمده باشد وترجمه اين باشد كه : بىوفائى مرد عاريست بر أو . 6431 غلّط الانسان فيمن ينبسط اليه احظر شيء عليه . غلط كردن آدمي در كسى كه واشود بسوى أو حرامتر چيزيست بر أو . مراد اينست كه كسى كه شخصي احتشام نبرد از أو وخوددارى نكند نزد أو وآنچه خواهد گويد وكند بايد أو را چنانكه هست از خوبى وبدى بشناسد پس اگر غلط كند در بارهء أو وچنانكه هست نشناسد اين غلط رسوا وخطاى بزرگى است بخلاف اين كه نزد أو وا نشود وخود را گرفته دارد كه اگر خطائى در بارهء أو بكند وببديهاى أو پى نبرد آن سهل است وچندان خطائى نيست .